پول حرف میزند!
انکار نمیکنم.
یکبار شنیدم
گفت: خداحافظ.…
اشک میریزی
پای فریاد.
میگشایی
دریچهی آرزوهایت را
و غنیتری
از شب.…
بوس و کنارمان خیلی طول کشید
تا مغز استخوانمان به هم عشق ورزیدیم
صدای …
میروم.
وادارم نکردی رنج بکشم
پس لزومیندارد
انتظار نفرتم را داشته باشی،
که هدیهای …
ميان گلها،
تنها با جام شرابام،
تنها مینوشم.
جامم را بالا میبرم و
از …
پر بکش رویای من،
پرواز کن از فراز دشتهای منجمد
از فراز هیزم درختان …
آه
میدرخشد چشمانت
به رنگِ میلاد.…
چون یک ساعت شنی
موسیقی در موسیقی
میافتد.
اندوهگینم در شبِ دندانهای گرگ.
میافتد …
این چشمها
تنها برای سنجش غیاب
خود را میگشایند.…
اندوه که محو میشود
خاطرات باز میگردند.
هریک به خامهی خویش
زخممان میزند.…
سکون
قصد است.
میتوان مانع سفر شد،
ولی که میتواند
منتظر را
باز دارد …
آنکه میمیرد
به ایده بدل میشود.
به مردگانت اندیشه کن.
در هر واژه
دو …
اینجا، خورشید آرمیده است
خالق بامداد
که به روز، نور بخشید
و عصر را …