مهم نیست آدم به چه زبانی می نویسد کامیار محسنین شعرها مهم نیست آدم به چه زبانی می نویسد. تمام زبان ها خارجی هستند، غیر … ادامهی مطلب
ساعت چهار صبح کامیار محسنین شعرها ساعتی میان شب و روز. ساعتی میان شیر یا خط. ساعت سی ساله ها.… ادامهی مطلب
از «ده ترانه برای یک دوست» کامیار محسنین شعرها 7 این سوگواری، این بیقراری تشنج های داخلی، جزیره ای نامتناهی تنهایی درونی، بدن … ادامهی مطلب
ترانه های بی عنوان کامیار محسنین شعرها 1 مگذار این عشق کور کند یا تعقیب کند مرا و مگذار که هیچوقت … ادامهی مطلب
آنانکه نمی رقصند کامیار محسنین شعرها کودکی معلول گفت: «من چطور برقصم؟» گفتیم بگذار قلبت برقصد. سپس بچه ای ناقص … ادامهی مطلب
مادر غمگین کامیار محسنین شعرها بخواب، بخواب، دلبندم، نگران نباش، نترس، که روح من نمی خوابد، که من نمی … ادامهی مطلب
س.ک.س، جبران مصیبت کامیار محسنین شعرها س.ک.س، جبران مصیبت! فاحشه ملکه است، تختش یک ویرانه، خاکش قطعه زمینی گُه مال،… ادامهی مطلب
روزهای به یغما رفته کامیار محسنین شعرها مایی که تهیدستیم، اندک زمانی داریم برای زیبایی و جوانی: فارغ از ما، خوش … ادامهی مطلب
کرونوس کامیار محسنین شعرها در سانتیاگو در شیلی روزها به شکلی پایان ناپذیر طولانی اند: چندین و چند … ادامهی مطلب
درختان اقاقیا کامیار محسنین شعرها سال ها پیش، در زمان گردش در انتهای خیابانی غرق در شکوفه های اقاقیا… ادامهی مطلب
از آن کفترهای خطا ناپذیر کامیار محسنین شعرها از آن کفترهای خطا ناپذیر مجسمه هیچ رییس جمهوری در امان نمی ماند کلارا … ادامهی مطلب
شاعران جوان کامیار محسنین شعرها هر جور که می خواهی بنویس به هر سبکی که دوست داری در زیر … ادامهی مطلب
تغییر شکل ها کامیار محسنین شعرها پسر کوچکم وارد اتاق می شود و می گوید: «تو یک لاشخوری من یک … ادامهی مطلب
آرام بشتاب کامیار محسنین شعرها همیشه خیلی دیر است: حتی فلسفه یونانیان را نباید چشم و گوش بسته پذیرفت.… ادامهی مطلب
در میانه زندگی کامیار محسنین شعرها بعد از پایان دنیا بعد از مرگ خود را در میانه زندگی یافتم خود … ادامهی مطلب