شب ها که دریا گهواره ام می شود
و سوسوی ستاره های رنگ پریده
رویِ موج های عریض اش استراحت می کند
آن زمان خودم را از همه کارها و عشق ها رها می کنم
آرام می شوم و تنها نفس می کشم
دریایی تکانم می دهد
که سرد و ساکت در دل هزاران چراغ آسمان دراز کشیده
به دوستانم فکر می کنم
نگاهم را به نگاهشان می دوزم
بی صدا و تنها از تک تکشان می پرسم:
آیا هنوز دوستِ من هستید؟
آیا درد من، همچنان درد شماست؟ و مرگم، مرگِ شما؟
آیا از عشق و غم ام، لا اقل یک پژواک کوتاه احساس می کنید؟
دریا آرام نگاهم می کند
بی صدا لبخند می زند: نه
و هیچ سلام و هیچ پاسخی از جایی بر نمی آید
هرمان هسه
نقاشی: شبِ پرستاره بر فراز رودِ رون، ونسان ونگوگ
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 




وقتی وارد این بیشه متنوع می شوم بیرون رفتن از دست حال عادی ام بیرون است تاااا خسته شوم و خاموش
همیشه سروترین باشید برای برپا کردن این بیشه..
درخواستم شعرهای گوته از کتاب نغمه های رومی و دیوان شرقی غربی است..جان و مقاومتان در پیشگاه خود..پر جلال و پر منزلت..
هرمان هسه آدم را لا شعر هايش ذوب مي كند. من خودم در دريا زندگي مي كنم. در درياي عمان، خليج فارس. همين اتفاق هرمان هسه براي من در روز اتفاق مي افتد، با آفتاب.