و اتفاق میافتد با قطعیت قصههای پریان، تصدیق میکند مادر و
ناخنهایش را سرخ بزک میکند. بچه نگاهش میکند، کنجکاو، مضطرب اما مادر
میگوید که حالا قصد خطر ندارد، که تعجیلی در کار نیست، اینطور میگوید مادر. چه میدرخشند
ناخنهای مادر! مثل سنگهای خیس

و اتفاق میافتد
اثری از : اگنتا انکل محسن عمادی
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry 

