درختان اقاقیا کامیار محسنین شعرها سال ها پیش، در زمان گردش در انتهای خیابانی غرق در شکوفه های اقاقیا… ادامهی مطلب
از آن کفترهای خطا ناپذیر کامیار محسنین شعرها از آن کفترهای خطا ناپذیر مجسمه هیچ رییس جمهوری در امان نمی ماند کلارا … ادامهی مطلب
شاعران جوان کامیار محسنین شعرها هر جور که می خواهی بنویس به هر سبکی که دوست داری در زیر … ادامهی مطلب
تغییر شکل ها کامیار محسنین شعرها پسر کوچکم وارد اتاق می شود و می گوید: «تو یک لاشخوری من یک … ادامهی مطلب
آرام بشتاب کامیار محسنین شعرها همیشه خیلی دیر است: حتی فلسفه یونانیان را نباید چشم و گوش بسته پذیرفت.… ادامهی مطلب
در میانه زندگی کامیار محسنین شعرها بعد از پایان دنیا بعد از مرگ خود را در میانه زندگی یافتم خود … ادامهی مطلب
آنجا که رنگ ها هنوز صدا دارند کامیار محسنین شعرها می نویسم تا بگویم به تو: از مرگ فاصله بگیر به هر رو، … ادامهی مطلب
انگشتی بر لبها کامیار محسنین شعرها لبان حقیقت سخت به هم فشرده است انگشتی بر لب ها به ما … ادامهی مطلب
ببین غلظت هوس را (بخش اول) کامیار محسنین شعرها از زنجره ها و سنگ ها، واژه ها می خواهند که زاده شوند. اما … ادامهی مطلب
عاشقی کامیار محسنین شعرها انگار که از دستت داده باشم – اینگونه می خواهمت انگار که ندیده باشمت … ادامهی مطلب
قطعهها کامیار محسنین شعرها دیوارهای غمگین و عفیف زندانیانی در محبس خویش به سان موجوداتی که پیر می … ادامهی مطلب
دکانهای قصابی کامیار محسنین شعرها آرمان های گلگون شقه شده در دکان های قصابی آویخته اند در مغازه … ادامهی مطلب
سرگرم کارهای بسیار کامیار محسنین شعرها سرم گرم کارهای بسیار، از یاد برده بودم که آدم باید هم بمیرد … ادامهی مطلب
ای مرگ، تکانم بده تا بخوابم کامیار محسنین شعرها ای مرگ، تکانم بده تا بخوابم، آرامش مطلق بیاور برایم، بگذار روح بیگناه خسته … ادامهی مطلب