تحلیل تنهایی کامیار محسنین شعرها نگهبان کانال هایی طولانی در میان صحرا؟ ارتش یک نفره برای قلعه ای در … ادامهی مطلب
رویارویی کامیار محسنین شعرها به پیش می تاختیم از میان دشت های یخزده در یک واگن در سپیده … ادامهی مطلب
مرثیه کامیار محسنین شعرها ابرهای پرواز، بادبان های شوق، یاران درختان .بر گنبد آسمان در برابر دستانی بسته، … ادامهی مطلب
آه، سکوت غمگین من کامیار محسنین شعرها تو، سکوت غمگین من، غمگینی ستارگان کوچک، تو را جستجو می کنم، به پیش … ادامهی مطلب
پنجره های گوتیک کامیار محسنین شعرها 1 با من سخن نگو. خاموش نگه دار زبان دو سرت را. به من … ادامهی مطلب
کودکی در پرو کامیار محسنین شعرها از آنجا که بدنش از کمر پیچ خورده است از آنجا که از فریاد کشیدنش … ادامهی مطلب
یک ساعت کامیار محسنین شعرها یک ساعت وقت گذاشته ام برای تصحیحِ شعری که نوشته ام یک ساعت معنیش … ادامهی مطلب
بر فراز گل سرخی که عروج میکند کامیار محسنین شعرها جان خواهیم داد بارها و بارها بر این ساحل، بر کرانههای نور گل سرخ … ادامهی مطلب
بی برنامه کامیار محسنین شعرها همین که من خیلی زیادی پیرم برای تو یا تو خیلی جوانی برای من… ادامهی مطلب
چهار عاشقانه کوتاه کامیار محسنین شعرها همانی که هست عقل می گوید که دیوانگیست عشق می گوید همانی که هست… ادامهی مطلب
اسباب بازی به روی هدف کامیار محسنین شعرها 1 ریختنِ اسباب بازی به جای بمب برای جشن کودکان که به گفته متخصصان … ادامهی مطلب
این و آن کامیار محسنین شعرها آن دو با هم راه می روند. دست در دست هم، جدایی ناپذیر. یکی … ادامهی مطلب
جلاد کامیار محسنین شعرها در کدام حفره کدام غار در کدام گنجه کدام اتاق چشمان نیمه باز هیچ … ادامهی مطلب
ندای قهوه ای کامیار محسنین شعرها پاهای سپید روز با گام هایی خاموش می آیند. می آیند و بیدارشان می … ادامهی مطلب
توده خاکستر کامیار محسنین شعرها دیر زمانی آتش در دهانت حمل کردی. دیر زمانی همانجا پنهانش کردی. پشت حصار … ادامهی مطلب