عبارتی… محسن عمادی خبرها همزمان با آغاز خانهی شاعران جهان، با ناشری در ایران پروژهای را آغاز کردیم … ادامهی مطلب
شورشی کامیار محسنین شعرها وقتی همه موهاشون کوتاهه، شورشی می ذاره موهاش بلند شه. وقتی همه موهاشون بلنده … ادامهی مطلب
کدامین لب ها را لب های من بوسیده اند کامیار محسنین شعرها کدامین لب ها را لب های من بوسیده اند، و کجا، و چرا، از … ادامهی مطلب
در پی آشویتس کامیار محسنین شعرها خشم، به سیاهی قلابی، مرا فرا می گیرد. هر روز، هر نازی می برد … ادامهی مطلب
شعر در مترو کامیار محسنین شعرها خواننده های مغرور پشت روزنامه های بلند پنهان می شوند. جوانان همه دست و … ادامهی مطلب
تمام طول روز کامیار محسنین شعرها تمام طول روز در باد و مِه، موج ها روانه ساخته اند نوک های … ادامهی مطلب
دختر بچه پمپئی کامیار محسنین شعرها چون اضطراب هر کس از آن خود اوست، ما بارها سهم خود را زندگی … ادامهی مطلب
همه اش همین کامیار محسنین شعرها و همه اش همین؟ و دروازه ها دوباره هرگز باز نخواهند شد؟ و باد … ادامهی مطلب
برای آدولف آیشمان کامیار محسنین شعرها برای آدولف آیشمان باد می وزد آزاد بر فراز دشت هایمان، دریای زنده … ادامهی مطلب
خواندن کامیار محسنین شعرها اما بعد ما شروع کردیم به خواندن… آوازهای احمقانه زیبایمان را. وقتی تمام شد، … ادامهی مطلب
لیلیت کامیار محسنین شعرها لیلیت، دومین خویشاوندمان از میان زنان، آفریده خدا از همان گِل که آدم را … ادامهی مطلب
به دوستانم کامیار محسنین شعرها دوستان عزیز، اینجا به معنای تام تر کلام می گویم دوستان: همسر، خواهر، همراهان، … ادامهی مطلب
میان دو تپه کامیار محسنین شعرها میان دو تپه شهری قدیمی پا بر جاست. خانه ها از دور نمایانند و … ادامهی مطلب
بیدارباش کامیار محسنین شعرها در شب های بیرحم، به رویا دیدن خو کرده بودیم رویاهای وحشیانه شلوغ که … ادامهی مطلب
دعای خیر کامیار محسنین شعرها پوست ترک بر می دارد مثل پوسته. هیچوقت آب به اندازه نبوده. تصور کن … ادامهی مطلب