چه می خواهد این باد تلخ کامیار محسنین شعرها چه می خواهد این باد تلخ که از گنداب ها بر می خیزد پنجره … ادامهی مطلب
چه اندک کامیار محسنین شعرها چه اندک گفتم. روزها کوتاه بودند. روزهای کوتاه. شب های کوتاه. سال های کوتاه.… ادامهی مطلب
یک کامیار محسنین شعرها 1 شرماگین و شوربخت که می بینیم پوسیده می شود این درخت. پرنده شیرین … ادامهی مطلب
دستت را به من بده کامیار محسنین شعرها دستت را به من بده، با من برقص، دستت را به من بده، دوستم … ادامهی مطلب
تحلیل تنهایی کامیار محسنین شعرها نگهبان کانال هایی طولانی در میان صحرا؟ ارتش یک نفره برای قلعه ای در … ادامهی مطلب
رویارویی کامیار محسنین شعرها به پیش می تاختیم از میان دشت های یخزده در یک واگن در سپیده … ادامهی مطلب
مرثیه کامیار محسنین شعرها ابرهای پرواز، بادبان های شوق، یاران درختان .بر گنبد آسمان در برابر دستانی بسته، … ادامهی مطلب
آه، سکوت غمگین من کامیار محسنین شعرها تو، سکوت غمگین من، غمگینی ستارگان کوچک، تو را جستجو می کنم، به پیش … ادامهی مطلب
پنجره های گوتیک کامیار محسنین شعرها 1 با من سخن نگو. خاموش نگه دار زبان دو سرت را. به من … ادامهی مطلب
کودکی در پرو کامیار محسنین شعرها از آنجا که بدنش از کمر پیچ خورده است از آنجا که از فریاد کشیدنش … ادامهی مطلب
یک ساعت کامیار محسنین شعرها یک ساعت وقت گذاشته ام برای تصحیحِ شعری که نوشته ام یک ساعت معنیش … ادامهی مطلب
بر فراز گل سرخی که عروج میکند کامیار محسنین شعرها جان خواهیم داد بارها و بارها بر این ساحل، بر کرانههای نور گل سرخ … ادامهی مطلب
بی برنامه کامیار محسنین شعرها همین که من خیلی زیادی پیرم برای تو یا تو خیلی جوانی برای من… ادامهی مطلب