قالب وردپرس درنا توس
خانه | بایگانی نویسنده و مترجم: اورهان ولی (صفحه 2)

بایگانی نویسنده و مترجم: اورهان ولی

اورهان ولی در استانبول به دنیا آمد. در دانشگاه استانبول در رشته فلسفه به تحصیل پرداخت. به مشاغل مختلفی روی آورد. کتابهای شعر او عبارتند از: غریب( به همراه اوکتای ریفات، ملیح جودت آندای 1914) يادهاي ماندگار( 1945) داستان وار(1946) تازه(1947) مخالف(1949) کلیات دیوان(1982) یحیی کمال بایاتی زبان شعر کهن را فرو ریخت. او نشان داد که زبان حلقه اتصال شعر است. ناظم حکمت وزن شعر را فروریخت. نشان داد که شعر بدون وزن هم می توان سرود، به آهنگ بدون وزن نیز می توان رسید، وزن عنصری نیست که نتوان در شعر و آهنگ از آن صرفنظر نمود. بلکه بر عکس نشان داد که وزن یک حلقه اتصال کند کننده است.، اورهان ولی جلوتر رفته و نشان داد همانگونه که شعر زبان و و وزن خاصی ندارد، موضوع خاصی را نیز شامل نمی شود. : نورالله آیتاچ

آفتاب


دور افتاده‌ام از روشنی‌ها
و در سرم سنگينی می‌كند آن سکونی که کم نمی‌شود.
هنوز نمرده‌ام، هنوز زندگي می‌كنم
گوش کن! نگاه کن که نبض روح هنوز می‌زند
      
خفاش‌ها صدای ارتعاش بال‌هاشان را به گوشم می‌رسانند
همه‌ی هراس‌ها پشت سرم ایستاده‌اند
و آب‌ها دهان گشوده، انتظار می‌کشند.
 
 
از روشنی‌ها دور افتاده‌ام
و در سرم آن سکونی که کم نمی‌شود، سنگينی می‌كند
نه! نمرده‌ام، هنوز زندگی می كنم
گوش کن! ببین که نبض روح می‌تپد.
 
پشت افق‌های سیاه
بهار صداها به شکوفه نشسته است
در هوای خیالم
رنگ‌های زیباترین زمان‌ها زندگی می‌کند
   
هنوز نمرده‌ام، هنوز زندگي می‌كنم
گوش کن! نگاه کن که نبض روح هنوز می‌تپد
از روشنایی‌ها دور افتاده‌ام
و در سرم آن سکونی که کم نمی‌شود،  سنگينی می‌كند 
 
روحم، همزاد نسیم‌های مرگ است
شب و روزم از حضور روشنی محروم،
چشم‌هایم کم سو،
اما آفتاب
همیشه و همیشه
بر چهره‌ام جاری است.

 

ادامه‌ی مطلب

سایه

از بس راه افتاده دنبالم
سایه‌ام،
کلافه شدم،
یه عمره که زیر پام افتاده.
بزار یه کم تو اين دنیا زندگی كنيم
اون سرش به کار خودشو
من سرم به کار خودم

ادامه‌ی مطلب