۱
اینجا، همانجایی است
که میخواهی آن را بشناسی
که در آن خانه میکنی
و نمیتوانی تصورش کنی
جایی که سرانجام، تو را شکست خواهد داد.
آنجا که واژهی «چرا» خشک میشود و
پوک میشود،
اینجا قحطیزده است.
۲
نمیتوانی هیچ شعری دربارهاش بنویسی
از تابوتهایی که بسیاری در آنها
مدفون شدهاند و نبش قبر شدهاند،
که جای رنجهای بیشکیب
هنوز بر پوستشان ماندهاست.
سال گذشته نبود
یا چهل سال پیش، هفتهی پیش بود.
قرار بود اتفاق بیافتد،
اتفاق افتاد.
تاج گلهایی از صفات برایشان ساختیم
آنها را چون دانههای تسبیح شمردیم
از آنها عدد و رقم خلق کردیم و نذر و دعا
آنها را شعر کردیم، شعرهایی از این دست.
جواب نداد.
آنها، همانکه بودند، باقی ماندند.
۳
زن در گوشهی غربی کف سیمانی اتاق دراز میکشد
زیر نور بی پایان
جای سرنگ بر بازوهایش
تا از هوش برود
و در شگفت است که چرا میمیرد.
میمیرد، چرا که حرف زدهاست
به خاطر کلمه میمیرد.
این تن اوست، خاموش
بیانگشت، این شعر را مینویسد.
۴
به یک عمل جراحی شباهت دارد
ولی اینطور نیست
نه، حتی بر خلاف این پاهای گشوده، صدای نالهها
و خون، یک جور تولد است.
برای خودش شغلیاست
نمایش مهارت است
مثل اجرای یک کنسرت.
میتواند بد باشد یا خوب
خودشان خواهند گفت.
برای خودش، هنری است .
۵
وقایع این جهان به وضوح دیدهمیشود
از خلال اشکها،
پس چرا به من میگویی
که چشمهایم ایرادی دارند؟
خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry


















































































رابطهی مهيج و پر پيچ و خم دو شاعر افسانهاي آلمان، اينگهبرگ باخمن و پل سلان، براي اولين بار به صورت كتاب منتشر شده است. اينا هارتويگ دربارهی رخدادی که شايد پيچيده ترين داستان عاشقانهی آلمان پس از جنگ باشد نوشته است.











جين هيرشفيلد تاكنون شش كتاب شعر منتشر كرده است. آخرين اثرش بهنام «زين پس» 











