من و آتشفشانم محسن عمادی شعرها میان این چاردیوار تنها من و یک آتشفشان. هیچکس خاموشمان نخواهد کرد. بر این … ادامهی مطلب
دهان کامیار محسنین شعرها دهانی که در می کشد دهانم را. دهانی که در کشیده است مرا: دهانی … ادامهی مطلب
جنگ های غم انگیز کامیار محسنین شعرها جنگ های غم انگیز اگر که عشق را همراه نباشند. غم انگیز… غم انگیز…… ادامهی مطلب
آخرین ترانه کامیار محسنین شعرها نقاشی شده، نه تهی: نقاشی شده خانه من با رنگ های سرشار از شهوت … ادامهی مطلب
در میان ما عشق عروج کرد کامیار محسنین شعرها در میان ما عشق عروج کرد به مانند ماه در میان دو درخت نخل… ادامهی مطلب
والس عشاقی که برای همیشه به هم پیوستند کامیار محسنین شعرها هیچگاه ترک نکردند گلستان آغوش را. و به گرد گل سرخِ بوسه هایشان گشتند.… ادامهی مطلب
نیاز دارم به شنیدن صدای تو کامیار محسنین شعرها نیاز دارم به شنیدن صدای تو، اشتیاق به بودن در کنار تو، و درد … ادامهی مطلب
خورشید، گل سرخ، و کودک کامیار محسنین شعرها خورشید، گل سرخ، و کودک گل های روز زاده می شوند. فرزندان هر روز… ادامهی مطلب
گورستان همین نزدیکی هاست کامیار محسنین شعرها گورستان همین نزدیکی هاست همانجایی که من و تو می خوابیم در میان میوه … ادامهی مطلب
چه می خواهد این باد تلخ کامیار محسنین شعرها چه می خواهد این باد تلخ که از گنداب ها بر می خیزد پنجره … ادامهی مطلب
از مکنت محسن عمادی شعرها جنگهای نکبت وقتی عشق مقصود ما نیست نکبت نکبت. سلاحهای مفلوک که کلمه نیستند… ادامهی مطلب
دنج نخستین و آخرین محسن عمادی شعرها دنج نخستین و آخرین برای زیباترین طلوع، مقبرهی این حیات و نه مکانی برای … ادامهی مطلب