شهری که در آن دوستت دارم | لی یانگلی آزاده کامیار شعرها اینک برمیخیزم، و به شهر خواهم رفت به کوی و برزن خواهم جست آنکه … ادامهی مطلب
زادهی رویا | لی یانگ لی آزاده کامیار شعرها و من، یک کودک، چه آموختم از روز سبت؟ پدری مکلف به کشتن … ادامهی مطلب
لی یانگ لی: میزی در برهوت آزاده کامیار شعرها پنجرهای میکشم که یک مرد کنار آن نشسته. پرندهای میکشم که بر فراز … ادامهی مطلب
اسیر محسن عمادی شعرها چيزی نيست که نتوانم آن زير پيدا کنم. صداهای ميان درختان، اوراق گمشدهی دريا.… ادامهی مطلب
اتاق و هر چه در آن است آزاده کامیار شعرها حالا آرام بمان حالا که دارم آماده میشوم برای روزهایی که می آید روزهای … ادامهی مطلب
غمآواز مهاجر آزاده کامیار شعرها از روزی که به دنیا اومدم مردم همیشه سعی کردن منو بکشن اینو یه مرد… ادامهی مطلب