دوشنبه 30 شهریور 1405

خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetryخانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry خانه شاعران جهان | Persian Anthology of World Poetry

  • خانه
  • درباره‌ی خانه‌
  • شعرها
  • کتاب‌های ما
    • لدو ایوو | از ابریق شکسته‌ی داستایوفسکی
    • کلارا خانس | کتابِ شب پلنگ
    • خوان خلمن | کتاب زیرین
    • آنتونیو گاموندا | کتاب سسیلیا
    • زبیگنیف هربرت | گزیده‌ی شعرها
    • ژئو بوگزا | يوآنا ماریا و اشعار دیگر
    • ایالت تبعید
      کریستینا پری روسی
    • لندی‌ها
    • گزیده‌ی شعرها | نیکیتا استانسکو
    • آن‌جا که فراموشی خانه می‌کند | لوئیس سرنودا
    • ریتوا لووکانن | گزیده‌ی شعرها
    • شعر من | فرریرا گولار
  • جستارها
  • وبلاگ گروهی
  • فیلم‌ها
  • مصاحبه‌ها
  • پادکست‌ها
  • نمایه‌های سایت
  • فهرست مترجمان

گناهان من

محسن عمادی شعرها

نگاه کن بانوی من،
مرا گناهان بسیاری‌است
که نمی‌توانی راهت را پیدا کنی از …

ادامه‌ی مطلب

قطره اشک

محسن عمادی شعرها

هیچ قطره‌اشکی نیست
از آنِ انسانی
که در هما‌ن‌ دم
جاری نشود از گونه‌ی …

ادامه‌ی مطلب

عدم

محسن عمادی شعرها

عدم،
سراپا تنها در خویش
اما بی‌ اعتمادی به خویش
شهوت‌اش را فرو می‌نشاند:…

ادامه‌ی مطلب

ندامت

محسن عمادی شعرها

یک روز میهمان و بعد بیگانه و در آخر شبحی بی‌قرار،
همیشه مشتاق قطعیت …

ادامه‌ی مطلب

آینه‌ای

محسن عمادی شعرها

شاهد اندوه خویشی و آرزوی خویش
آینه‌‌ای و در همان لحظه تصویر خویش
تنیده …

ادامه‌ی مطلب

تنها و بی‌کسی

محسن عمادی شعرها

تنها و بی‌کسی؟
خب، باش!
یه قطار معرکه گیرت میاد
اون آخراش.…

ادامه‌ی مطلب

ای قمری زنده

محسن عمادی شعرها

در چاه درون خدا، ای قمری زنده
به خواندنِ سکوت‌ات واداشتم.
و درخشیدی.

جسمانی …

ادامه‌ی مطلب

بانوی قلبم

محسن عمادی شعرها

می‌خروشی بر نعوظم ای بانوی زرد
و اینان آب‌های از یاد رفته‌اند
مایعات زمستانی.…

ادامه‌ی مطلب

این حکایت را پایانی نیست

محسن عمادی شعرها

این حکایت را پایانی نیست
آغاز می‌شود همان‌جا که پایان می‌گیرد
و انسان در …

ادامه‌ی مطلب

آن دروازه‌ی بلند

محسن عمادی شعرها

مادر!
می‌دانم مرا به چه فروختی:
به آن دروازه‌ی بلند
که مرگش می‌نامند.
آن‌جا …

ادامه‌ی مطلب

پیری

محسن عمادی شعرها

پیری، پیری،
مایعات زهرآگین‌ات.
پیری،
پیری،
حیوانات رنگ پریده‌ات.…

ادامه‌ی مطلب

باید زانو بزنم

محسن عمادی شعرها

خورشید می‌سوزاند
مانند زنی
از پهلوی چپ جامه‌اش.
یک مار، سراپا سنگ و
در …

ادامه‌ی مطلب

تنها غروب

محسن عمادی شعرها

وسواسِ پیرزنان را دیده‌ام
و سوزن‌هاشان را،
تاریکی
و رطوبت مدال‌هاشان را.

پنج‌شنبه‌ای بود …

ادامه‌ی مطلب

در هر کتاب جایی‌ست

محسن عمادی شعرها

در هر کتاب جایی‌است
و زنی که می‌خواهیم آن‌قدر ببوسیم‌اش
تا خسوفی پیدا شود …

ادامه‌ی مطلب

حکایت

محسن عمادی شعرها

اگر زندگان،  از میان مردگان می‌گذشتند
ندامتِ امروز و فردا پایان می‌یافت…

اگر زندگان، …

ادامه‌ی مطلب

دست‌هایت

محسن عمادی شعرها

می‌شنوم خروش فولاد را.
صراحت، سرگیجه است.

دست‌هایت پلک‌های مغاک را می‌گشاید.…

ادامه‌ی مطلب
صفحه‌ی 135 از 218« اول...110120130«133134135136137 » 140150160...آخر »
تمام حقوق در اختیار بنیاد بامداد، سایت رسمی احمد شاملو، خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت است. هرگونه استفاده از شعرها و نوشته‌های این سایت برای هوش مصنوعی ممنوع و قابل پیگرد قانونی‌ست.