به من چه مربوط کامیار محسنین شعرها یه صبح، «آکانی» رو گرفتن زدنش تا خورد و خمیرش کردن چپوندنش توی گوشۀ… ادامهی مطلب
سه قطعه کامیار محسنین شعرها سیه چرده عشق تو غرقم می کند همانجور که باد زمستانی کمر گرما را … ادامهی مطلب
ترانه ای می خوانم از تغییر کامیار محسنین شعرها ترانه ای می خوانم از زیبایی آتن بدون بردگانش از دنیایی آزاد از شاه … ادامهی مطلب