![]() |
نام همهی شعرهای ماکمک به سایتجستجو در سایتسخن ما: وبلاگتازهترین شعرها
هم اکنون 0 کاربر و 3 میهمان انلاین هستند.
|
با مهر، برای ژان فولان
ماندن در اتاقها خورشید همان است و همانسان نمیتابد، فولان، دوست دیرینم، حتی کمی همراز، رفتارهااز وقتی به دنیا آمده از عشق و مرگهرگز با او از عشق سخن نگفتم تنها طعم کور و لال تماس باید دزدیده به درونش نگاه میکردم وقتی با لبهای باز خوابیدهبود چه دیدم، چه دیدم خیال میکردم شاخهها را میبینم آنجا اما خدای من، چه نمایان میشود اما چیزی خواهد بود آیا مکالمهای عتیقدر ساحل قدم میزنیم با ابروهای شیارخورده و در نتیجه میگویم: لب ور میچینی و میگویی چه میتوانم بگویم آرام آرام یک هفتهی ابدی و آه این اتاق، نیمکت، همینجا کنار در بود: این اشیای تلخ تخت، کنار پنجره بود یک عصر یک روز شعر عاشقانهای بودیکروز شعر عاشقانهای بود او را به یاد میآورم، آراسته یکبار، صبحانه آبجو نوشید گاهی خجالتی نشان میداد، بعد خجالتی شد با حرارت از تاریخ حرف می زد و از هنر اشتیاق کم نشد. آری، تصمیم میگیرد: بدون ترجمهنمیتوانم تصویرت کنم ای عاشق گاهبهگاه! آری، این کلمات کودکانهاند: میشنوم میخواهمت، مووه، یاه، راه: آواهای خرناسه یا مویه ما...
برای چریک پیر روزهای حسرت و امید
ما ما بگذار اعصار ما ما بگذار زمان ما ما حالا بگذار زمان ما آن روز...برای چریک کوچک روزهای نمناک
میرسد آنروز رفیقان من، موطن من اینجاست راهمان را زنگها باید به صدا درآیند نانی که قرنها و قرنها شاید آن صبح دلفریب را مثل بادی شاید چنگاندازی به پوچی
جان جیورنو را میتوان در قامتِ پرفورمنسیستی با تعاریفِ بالا در نظر گرفت. کسی که در سال 1982 همراه با گلن برانکا اجرایی صوتی از شعرهایش را ضبط و منتشر کرد. اتفاقاً آنچه در کارِ او شنیده میشود نه شعر است نه صدا؛ نه واژهها در راستایِ تولیدِ امری پوچ یعنی تولیدِ معنا قربانی میشوند و نه شاعر، اجراگر، خواننده تلاشی در راستایِ خوب شنیده شدنِ شعرش بجهتِ انتقالِ معنا انجام میدهد. در کارِ جیورنو ما با اضطراب، تخلخل، درهمگوریدگیِ مرزها، زمانِ برگسونی، تعویقِ کافکایی، و حرکتِ غیرخطی طرف هستیم. جیورنو خود میگوید از آلن گینزبرگ، اندی وارهول، ویلیام باروز، جان کیج، یاسپر جونز، رابرت موریس و بسیاری از رقصندهها، خوانندهها، و اجراگرهایِ دیگر تاثیر گرفته است. جیورنو عمیقاً شاعری تجربهگراست، و هر تجربهیِ کاری برایِ او با مازادی همراه است که او از آثارِ قبلیش با خود حمل میکند و بر اثرِ بعدی اضافه مینماید. و این تکرارِ فرآیندِ انتقالِ مازاد از اثرِ قبلی به اثرِ بعدی، اثرِ بعدی را از خود متفاوت میسازد؛ بدینسان شعرِ جیورنو از پذیرفتنِ هرگونه هویت سرباز میزند و متفاوت میگردد. سوژهیِ متفاوتی که برایِ متفاوت بودنش به هستیسویههایش نیازی ندارد. او متفاوت است چون متفاوت است. در چنین سوژهای زبان نیز بزعم فوکو به نادلالتگری، سکوت، و بیشکلی درمیافتد. بواقع با خوانشی دولوزی نیز میتوانیم بگوییم زبان در سوژهیِ شیزو از آنچه حتی باید بگوید نیز آزاد میشود. مجموعهیِ شیزوکالت بر آن است تا بتدریج چنین سوژههایی را معرفی کند، و پایگاهی باشد برایِ اندیشمندانی که «تفاوت و تکرار» را بجایِ «همسانی و دیالکتیک» نشاندهاند؛ آنجا که بزعمِ رمبو انسانِ آینده آکنده از زبانِ جدید و نیز آکنده از حتا حیوانات و امرِ بیشکل است. سعی بر این است که متونِ منتشر شده تحتِ عنوان «شیزوکالت» از متونی در غرب انتخاب شود که دستکم عنوانی چون «شیزوفرهنگ»، «شیزوآنالیز»، و «شیزوسیاست» را بدوش میکشند؛ متونی که بصورتِ مستمر زیرِ نظرِ سیلوستره لوترینگر در اروپا منتشر شدهاند. ضمناً، دو فوتو شعر پس از این پیشگفتار و یک فوتوشعر پس از خودِ شعر در این کتاب گنجانده شدهاند.
کتاب را از ضمیمهی مطلب یا از این آدرس دانلود کنید. |