![]() |
نام همهی شعرهای ماکمک به سایتجستجو در سایتسخن ما: وبلاگتازهترین شعرها
هم اکنون 0 کاربر و 4 میهمان انلاین هستند.
|
عزیز توفانتوفان موهای طلایی داشت با رگه هایی از سیاه ابرهای پهناور، کشتیهای بزرگ بزرگراه دریای سرخ شد. درخت بونسائییک روز صح و سرانجام دانستن انکه راه هایک راهش زانو زدن است سالهای سال مردان چوپانی بودند به اعتقاد برخی زیارت بهترین راه است، برای بعضی اقوام و مادربزرگها کسانی هم بودند که دعا برایشان اهمیتی نداشت. و گاهی هم کسی پیدا میشد خوشآمد گویی به گلها | پاره های یکمپُر میکنم آنچه خالی ست خالی میشوم از آنچه پُر است، سبک همچون بدن، سبک همچون تنفس. تو باعث میشوی قلبِ من گرم شود، میخوابانم سرم را رویِ سینه ات و احساس رهایی میکنم، پُر میکنم آنچه خالی ست خالی میکنم آنچه پُر است، پُر میکنم آنچه هست خالی، خالی میکنم آنچه پُر است، پُر میکنم آنچه خالی ست، خالی میکنم آنچه پُر است، پُر میکنم آنچه خالی ست، خالی میکنم آنچه پُر است.
خدایگانی که میشناسیم ما هستیم، خدایگانی که میشناختیم ما بودیم.
تو را نفس میکشم با چشمهایم، تو را میبینم با گوشهایم، تو را حس میکنم با دهانم تو را مزمزه میکنم با بینی ام، تو را میشنوم با زبانم، از تو میخواهم بنشینی درونِ قلبم، و بخندی.
واژه ها از صدا میآیند، صدا از عقل، عقل از پوچی،
آرمیدگی ای ژرف در کمالی شگرف.
جهان فقط سببِ خنده ام میشود. شاید صدا و نور همچون دشمنان برپا و ظاهر نشوند، شاید میشناسم همه یِ صداها را همچون صدایِ خودم، شاید میشناسم همه یِ نورها را همچون نورِ خودم، شاید بی اختیار میشناسم همه یِ پدیدهها را همچون خودم، شاید طبیعتِ اصیل را بازمیشناسم، نه ساختگی با ذهن، تهی آگاهی ای عریان. ذهن پریشونخدایا، تو نه، حتی برای یه لحظه هم راهبی ایستاده کنار یک چرخ دستیراهبی ایستاده کنار یک چرخ دستی و زار میگرید. خوشبختیاز معلمان زندگی پرسیدم ایماندریا چنین عمیق و نابینا خون، خاک، ایمان صلیبی بر فراز هر تپه دریا چنین عمیق و نابینا دعالازم نیست سوسن آبی باشد |