قالب وردپرس درنا توس
خانه | بایگانی نویسنده و مترجم: نییی اوسونداره

بایگانی نویسنده و مترجم: نییی اوسونداره

به من چه مربوط

 

 

 

یه صبح، «آکانی» رو گرفتن

 

زدنش تا خورد و خمیرش کردن

 

چپوندنش توی گوشۀ

 

جیپی که منتظر بود.

 

 

 

به من چه مربوط

 

تا وقتی که لقمه ام رو

 

از دهن پرم در نیاوردن.

 

 

 

                                 یه شب اومدن

 

         با صدای پوتین هاشون

تمام خونه رو بیدار کردن

 

«دانلادی» رو بیرون کشیدن.

 

بعدش یه مدت طولانی اصلا نبود.

 

 

 

به من چه مربوط

 

تا وقتی که لقمه ام رو

 

از دهن پرم در نیاوردن.

 

 

 

یه روز، «چین وِه» که رفت سر ِ کار

دید شغلش رو از دست داده:

 

 

 نه تحقیقی، نه اخطاری، نه سوالی-

 

فقط یه گونی برای یه پرونده بی نقص و عالی.

 

 

 

به من چه مربوط

 

تا وقتی که لقمه ام رو

 

از دهن پرم در نیاوردن.

 

 

 

                                  و بعدش، یه عصر

 

همین که نشستم لقمه ام رو سق بزنم

 

                                              صدای در

 

دست گرسنه ام رو خشک کرد.

 

 

 

جیپه رو چمن های کوتاه خونه ام منتظر بود

 

منتظر، با همون سکوت همیشگیش منتظر.

ادامه‌ی مطلب

موخره

گل آفتابگردان

 گلبرگ هایش را باز کرد

           گل حنا در را بست

به روی خانه شگفتش

 

         آن روز

تو افتادی

            به سان یک کتاب

       از قفسه

بر خیال من

 

              از آن زمان، ماه

بر نخاسته است

              از همان سویِ

آسمانِ ما

ادامه‌ی مطلب

سه قطعه

سیه چرده

 

عشق تو غرقم می کند

همانجور که باد زمستانی کمر گرما را می شکند

هزار قول به باد می دهم

تا صدایم را به گوش تو برساند

سیه چرده، به نزدیکم بیا

تا بتوانم عزت بودنت را نظاره کنم

از روزی که چشم به تو دوختم

از روزی که نگاهم به زیبایی تو افتاد

عشق تو بر گرده منی که به سان اسب بادهای وحشی ام، سوار بوده است

نمی توانم بیارامم؛ خواب از چشمانم قهر کرده است

سیه چرده، به نزدیکم بیا

تا بتوانی عزت بودنم را نظاره کنی

،ای سیه چرده، با زیبایی بی اندازه

تو روغن نخلی، شکوه سوپ

تو همان سفیدی هستی که وقار دندان ها را به رخ می کشد

تو چوب صندل هستی، سرخی پر شور در خانه زیبایی

سیه چرده، به نزدیکم بیا

تا بتوانی عزت بودنم را نظاره کنی

مرغ جولا چه کاری دارد مگر ساخت آشیانه های شگرف

خرچنگ چه تکلیفی دارد مگر حفر لانه هایی در لجنزار

سوسک نجس چه شغلی دارد در کنار موسیقی در ارتفاعات

عاشق چه وظیفه ای دارد به جز ریختن عسل در گوش های دلبند

سیه چرده، به نزدیکم بیا

تا بتوانی شکوه بودنم را نظاره کنی

با آن دندان های سپیدتر از سکه های نو، با آن فاصله اغواءکننده میان دندان ها

،با کفل هایی سفت، ستاینده سینه هایی برجسته

،ای جهانساز، سر مشق زیبایی، سرشار از خرد

بیا تا بازی جوانان و آزادان را آغاز کنیم

سیه چرده، به نزدیکم بیا

تا بتوانی عزت بودنم را نظاره کنی




 

تو او را دیده ای

 

تو او را دیده ای

که سینه ام را باز کرد

و دلم را برد

 

او

با آن چشمان شگرف

و آن گام های استوار

 

که صدایش شیرین تر است

از صدای

آب های خروشان

 

ذهنش

تیز است

مثل یک ضرب المثل دبش




 

طولانی ترین عاشقانه جهان

بله...

ادامه‌ی مطلب

ترانه ای می خوانم از تغییر

ترانه ای می خوانم

از زیبایی آتن

بدون بردگانش

 

از دنیایی آزاد

از شاه ها و ملکه ها

از آن باقی به جا مانده ها

از  گذشته ای دلبخواه

 

از زمین

بدون شمالی نوک تیز

یا جنوبی در اعماق

بدون پرده های پوشیده

یا دیوارهای آهنین

 

از پایانِ

جنگ سالاران و زرادخانه ها

و زندان های ترس و بیزاری

 

از دشت هایی که درخت می روید،

میوه می دهد

بعد از باران های جان افزا

 

از خورشیدی که ندانستن را پرتو می افکند

و ستارگانی که خبر می دهند

از شب های ناشناختگان

 

ترانه ای می خوانم از دنیایی

که دوباره شکل گرفته است

ادامه‌ی مطلب