قالب وردپرس درنا توس
خانه | بایگانی نویسنده و مترجم: اکتاویو پاز

بایگانی نویسنده و مترجم: اکتاویو پاز

نقب |‌ اکتاویو پاز

با رنج بسیار، با یک بند انگشت پیشرفت در سال، در دل صخره نقبی می‌زنم. هزاران هزار سال دندان‌هایم را فرسوده‌ام و ناخن‌هایم را شکسته‌ام تا به‌سوی دیگر رسم، به نور، به هوای آزاد و آزادی. و اکنون که دست‌هایم خونریز است و دندان‌هایم در لثه‌هایم می‌لرزند، در گودالی چاک‌چاک از تشنگی و غبار، از کار دست می‌کشم و به …

ادامه‌ی مطلب

بازگشت | اکتاویو پاز

در میانه‌ی راه ایستادم به زمان پشت کردم و به‌جای ادامه‌ی آینده ــ که کسی در آن چشم به‌راهم نبود ــ برگشتم و بر جاده‌ی هموار گذشته گام زدم آن راه باریک را ترک کردم که همه از آغازِ آغاز انتظار نشانه‌ای، کلیدی یا فتوایی از آن دارند، و در این میانه امید، نومیدانه امیدوارست تا دروازه‌ی قرون باز شود …

ادامه‌ی مطلب

شبانه |‌ اکتاویو پاز

شب، چشمان اسبان که در شب می‌لرزند، شب، چشمان آب در کشتزاری خفته، شب در چشمان تو، چشمان اسبان، که در شب می‌لرزند، در چشمانِ آب پنهانی تو. چشمان آب برکه، چشمان آب چاه، چشمان آب رؤیا. سکوت و انزوا چون دو حیوان کوچک به‌هدایت ماه از این آب‌ها می‌نوشند، از این چشمان. اگر تو چشمانت را بگشایی شب دروازه‌های …

ادامه‌ی مطلب

نه کلیشه های بیشتر ا اوکتاویو پاز

چهره ی زیبا مثل آفتابگردانی ست که گلبرگ هایش را؛ رو به خورشید می گشاید مثل تو که چهره می گشایی بر من، وقتی ورق را برمی گردانم . لبخندِ دلربا ؛ هر مردی را مسحور زیبایی ات کنی آه ، زیبایِ روزنامه ای تا به حال چند شعر برایت سروده اند ؟ چند دانته برایت نوشته اند ؟ بئاتریس …

ادامه‌ی مطلب

جنبش | اُکتاویو پاز

مادیان تن‌طلایی تو اگر جاده‌ی پرخون‌ منم تو اگر برف نخستی من می‌دمم تنور سپیده را برج لیلی تو اگر من سُنبله‌، گُر می‌کشم در یاد تو تو اگر موسم صبحی وای اولینْ مرغ‌ام من تو اگر زنبیل نارنج‌ها تیغه‌ی خورشیدم من تو اگر معبد سنگی دستان مُرتدم به وهن تو اگر دیار خوابی دستوار سبزم، سبز تو اگر رُستن …

ادامه‌ی مطلب

بیست و ششم: عاشقانه

شفاف تر از این آب که می‌چکد از میان انگشتان به هم گره کردۀ تاک‌ها اندیشۀ من پلی می‌کشد از خودت به خودت خودت را ببین واقعی‌تر از تنی که در آن ساکنی جای گرفته در مرکز ذهن من تو زاده شدی که در جزیره‌ای زندگی کنی.  

ادامه‌ی مطلب