![]() |
نام همهی شعرهای ماکمک به سایتجستجو در سایتسخن ما: وبلاگتازهترین شعرها
هم اکنون 0 کاربر و 6 میهمان انلاین هستند.
|
وبلاگ محسن عمادیهجاهای سیاه
جزیرهها و جباران
شرارهی شعر
لک لکها بر بام
تقویمهای ماتقویمها حکاکی رویاهای انسانهایند بر گذر زمان بر موقع طلوع آفتاب یا غروب مهتاب. تقویمهای نخستین از فصل کشت سخن میگفتند، از موسم یخبندان و از ساعت کسوف. بر محور زمین بنا میشدند. تقویمهای جدیدتر بر محور انسان بنا شدهاند، بر رویاهای ناتمامش در زمین، رویای آزادی، رویای شادی یا بر حزن محال به نشانهی یادآوری.
در این معبر کوچک صدای ریتا داو را میشنویم که از زن بودن سخن میگوید:
اگر زبان میدانید و میل آن دارید که بیشتر بدانید این مصاحبه را با ما شریک شوید:
اگر فرصت درنگتان بر این اوراق بیشتر بود به کلمات ایزابل آلنده گوش کنید که ما را برای خودمان روایت میکند،
داستان شیرین و دشوار اشتیاق را: روز جهانی زن بر همهی زنان و مردان ایرانی مبارک! گزارههای غیاب
شعر کوتاه يادداشت خودکشی از لنگستن هيوز از شعرهايیاست که از بس پرند، تهی مینمايند. ممنون، متاثر، مفتخر، متحیر و شرمسار...
خیابان نوفل لوشاتو
مخاطرهی شاعری
سایهی شعرای یمانی
کتاب سایهی شعرای یمانی، از سه بخش تشکیل میشود. بخش اول،گویی کارهای اولیهی مروین است آنطور که از چشمانداز امروز به دید میآید. بخش آخر، به ایام نزدیکتر بر میگردد، روزهای آخر زندگی مروین و بخش میانی، مرثیههای کوچک است، مرثیههایی، همه برای سگها. مروین مینویسد: شعر از چیزی شروع میشود که بیانشدنی نیست خواه، شهوت باشد و خواه عشق و خواه خشم و اندوه و فقدان. مهم آن است که در تلاش برای به زبان آوردنش، آن را نمیگویی. چیزی دیگر میسازی که آن را محاکات میکند. باخمن مینویسد:
شبی سرد بودهفت اکتبر سال هزار و نهصد و پنجاه و یک شعر از ایلهان برک، ترجمهی محسن عمادی ۱ هفت اکتبر سال ۱۹۵۱ شبی سرد، تاریک و بیابانی بود. هیچکس نمیتوانست حرف بزند. زبان در آن سرمای محض لال شدهبود. همهی کنشهای انسانی ناممکن مینمود. امکانی برای تعبیر وجود نداشت تا معنایی از جنس مفاهیم فراهم آورد. وزن واقعیت، قدرت زبان را معطل کرده بود. معنا، غایب بود.-- ادامهی مطلب |