قالب وردپرس درنا توس
خانه | شعرها | میان من و تو

میان من و تو




میان من و تنهایی ام
ابتدا
دستان تو بود
سپس درب ها تا به آخر
گشوده شدند
سپس صورت ات
چشم ها و لب هایت
و بعد تمام ِ تو
پشت سر هم آمدند

میان من و تو
حصاری از جسارت تنیده شد
تو
شرمساری ت را از تن ات
بیرون آورده و
به دیوار آویختی
من هم تمام قانون ها را
روی میز گذاشتم

آری..
همه چیز ابتدا این گونه آغاز شد






درباره‌ی سیامک تقی‌زاده

۵ دیدگاه

  1. بسیار زیباست.
    سپاس

  2. زیبا بود
    به جای “پشت سرهم ” می نوشتید از پی هم … یکایک …

  3. بهتر بود به جای درب ها “درها” می نوشتید چون به نظر می رسد در ادبیات فارسی نوشتاری درب ها سابقه ای ندارد و واژه درست همان درها است .درها ودیوار بزرگ چین .عنوان نوشتاری است از شاعر معاصر الف بامداد یا احمد شاملو .اگر “درب”به فرض درست بود شاعر از آن استفاده می کرد.

  4. اسماعیل عابدینی

    مینویسم ؛
    میان ه من و تو
    چشم هامانند که مدام
    دویل می کنند
    گاهی به شمشیر ه ابرو کج
    گاهیبه تیر ه مژگان خشم ….
    …. شعله آتش …..
    مرسی/ عالی بود.

  5. سلام و سپاس برای این شعر زیبا

    عکسی که گذاشتین کاملا یک عکس پورنو هست!
    در عجبم چطور و چرا این عکس اینجاست!
    همین عکس اگر توسط افراد معلوم الحال گزارش بشه میتونه سایت رو ببره توی فیلتر و …

    برقرار باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.