قالب وردپرس درنا توس
خانه | شعرها | سفر

سفر




خیلی وقت است

که دیگر لب پنجره

صدای قمری ، صدای هیچ کبوتری

نمی شنوم

انگار درونم

سودای سفری افتاده است

بوی خزه ها

غوغای مرغان دریایی

پیچیده در هوا

این ها همه

نشانه ی چیست؟

آری سفر .. سفری در راه است






درباره‌ی سیامک تقی‌زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.