قالب وردپرس درنا توس
خانه | شعرها | چرخه | گوتفرید بن

چرخه | گوتفرید بن




تنها دندان روسپی پیری
که گمنام مرده بود
روکشی طلایی داشت.
مابقی
طبق قراری ناگفته ریخته بود.
مرده شوی جوان آن را کند
بر دندان نهاد و به مجلس رقص رفت.
چرا که
ـ او می‌گفت –
تنها خاک،
جواز خاک شدن دارد!






درباره‌ی علی اصغر فرداد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.