قالب وردپرس درنا توس
خانه | شعرها | او سوگند می‌خورد

او سوگند می‌خورد




هر از چند گاه او سوگند می‌خورد زندگی بهتری بیاغازد
اما هنگامی‌ که شب از راه می‌رسد با پند خویش
– با نمودها و سازش‌های خویش
هنگامی‌که شب از راه می‌رسد با توانِ خویش
از آن بدنی که نیاز دارد، که می‌خواهد،
او، گمگشته، باز می‌گردد به همان عیشِ مرگبار.






درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.