قالب وردپرس درنا توس
خانه | شعرها | موضوع زبان

موضوع زبان




امیدم را می نهم بر آب

در این قایقِ کوچکِ زبان،

به همان سان که یک تن می نهد

کودکی را

در سبدی بافته از

برگ های زنبق بنفش،

کَفَش

قیر اندود،

آنگاه همه را می گذارم

در میان زنبق های زرد

و نی ها

در حاشیه رودخانه

که تنها این سو و آن سو شدن را تاب آورد،

بدون آنکه بداند از کجا سر در می آورد؛

شاید که

در دامان دختر یکی از فراعنه.






درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.