قالب وردپرس درنا توس
خانه | شعرها | دریای صبحگاهی

دریای صبحگاهی




بگذار اینجا توقف کنم. بگذار من هم کمی طبیعت را تماشا کنم.

آبی درخشان دریای صبحگاهی، آسمان بدون ابر،

ساحل زرد، همه دوست داشتنی،

غرقه در نور

بگذار اینجا بایستم. و بگذار وانمود کنم این همه را می بینم

(به واقع دیدم برای لحظه ای، اول که ایستادم)

به جای اینکه در اینجا هم خیال پردازی هایم را ببینم،

خاطراتم را، آن تصاویر پر از هوی و هوس را.

۱۹۱۵






درباره‌ی کامیار محسنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.