قالب وردپرس درنا توس
خانه | شعرها | حیرت‌زده از شادی | ویلیام وردزورث

حیرت‌زده از شادی | ویلیام وردزورث




حیرت‌زده از شادی، بی‌صبر مثلِ باد
بازگشتم تا سرخوشی‌ام را قسمت کنم.. آه
با چه کسی جز تو که در اعماق خاموشِ مغاک خفته‌ای؟
آن‌‌‌جا که هیچ تحولی‌ نمی‌پذیرد.
عشق، عشقِ باوفا، تو را به خاطرم آورد
چگونه می‌توانم فراموشت کنم؟ با چه توانی.
یک‌ لحظه آن‌چنان بی‌خبر شوم
کزین غم سنگینِ جانم چشم بپوشم!
خطورِ این خیال سخت‌ترین شبیخونِ غم‌انگیزم بود.
به‌جز یکی، تنها یکی شبیخون،
آن‌وقت که بی‌کس‌وکار مانده بودم
و می‌دانستم که چشم‌وچراغم از دست رفته است
نه حالا، نه سال‌های هنوز نیامده را توانی آن‌قدر نیست
که آن چهره‌ی بهشتی را پیش من بنشانند.






درباره‌ی آزاد عندلیبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.