قالب وردپرس درنا توس
خانه | شعرها | به یاد آر | پل سلان

به یاد آر | پل سلان




به یاد آر در کنار من:
آسمان پاریس، آن خزان‌گلِ حسرتِ عظیم

دل‌ها را خریدیم
از دختر گل‌فروش:
آبی بودند و
شکوفیدند در آب.

در چاردیوارمان باران گرفت
همسایه‌مان از در درآمد؛ زارْ مردی نزار: آقای لوسانژ

ورق‌بازی کردیم:
من مردمانِ چشمان‌ام را باختم
تو زلفان‌ات را به من دادی
زلفان‌ات را به باد دادم
او،
در هم ‌شکست ما را
و سمتِ بیرون رفت،
باران در قفاش.

ما مُرده بودیم
و می‌توانستیم نفس بکشیم.






درباره‌ی آزاد عندلیبی

یک دیدگاه

  1. این خانه مأمن من شده.سه سالی میشه که هر روز به اینجا سرمیزنم.
    خانه ی شعرتان برقرار
    و هزاران بار تشکر از همه ی مترجمان دل…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.