قالب وردپرس درنا توس
خانه | شعرها | فرناندو پسوا: گریزگاه

فرناندو پسوا: گریزگاه




در دقایق تیره تارم
هنگام‌که کسی در من نیست
همه مه است
همه دیوارهایی‌ست
که همه‌جا تنها میراث زندگی‌ست

یک‌دم اگر دیده بگشایم
از آن‌جا که در خود خفته‌‌ام
دورادورْ کرانه‌ای می‌بینم،
که طلوع
که غروب
در آن می‌گذرد..

باز زنده می‌شوم، هستم و می‌دانم
و حتا اگر آن بُرون
خودْ وهمی باشد
که در درون‌اش فراموش‌ می‌کنم
دیگر هیچ نمی‌خواهم هیچ نمی‌جویم
تنها قلب‌ام را
به او می‌سپارم.


 






درباره‌ی آزاد عندلیبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.